علي بن حسين انصارى شيرازى
213
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
زيت بپارسى روغن زيتون خوانند آنچه شيرين بود از زيتون رسيده گيرند طبيعت آن گرم و تر بود گرمى معتدل و آنچه از زيتون سرخ گيرند متوسط بود ميان رسيده و نارسيده و آنچه از زيتون سبز گيرند آن را زيت انفاق خوانند و طبيعت آن سرد و خشك بود در اول و گويند در وى رطوبتى بود معده را پاك و نيكو گرداند و آنچه از زيتون برى گيرند روغن گل بود در اكثر حالتها و نافع بود جهت حمره و شرى و جرب و قوبا و صداع دندان متحرك محكم كند و سبوسه سر زايل كند و اگر هر روز بر موى مالند رها نكند كه زود سفيد شود و آنچه زيت كهن بود به قوت روغن خروع بود و آنچه تازه بود گرم بود باعتدال و ميل به رطوبت داشته باشد پس اگر بشويند معتدل بود ميان ترى و خشكى و شستن وى چنان بود كه در آب شيرين كنند و بدست بزنند چند نوبت و صافى كنند جالينوس گويد زيت گرم است در دوم و كهن وى چون در چشم كشند تاريكى چشم زايل كند و بر نقرس طلا كردن نافع بود و آنچه شسته بود موافق درد اعصاب بود و عرق النسا و با جو آب خوردن ده درم مسهل بود و به آب گرم آشاميدن و قى كردن كسر زهرها بكند و زيت انفاق را زيت الاصى گويند و بهترين آن شيرين بود تازه معده را نيكو بود و بن دندان و دندان محكم كند چون در دهان زمانى نگاه دارند و منع عرق بكند و چون در ديگ مسين بجوشانند تا بقوام عسل آيد منفعت وى مانند حضض بود و مجموع زيتها منع سرما بكند از بهر آنكه زود در بدن نفوذ نكند و تليين طبيعت كند و جهت قولنج كه سبب آن ورم امعا بود يا سده كه عارض شود از رجيع يابس بدان حقنه كردن سود دهد و زيت كهن كسى را كه در چشم وى بادسبل بود يا در اجفان وى رطوبتى غليظ بود يابس و بارد باشد چون در چشم كشند سفيدى چشم زايل كند و قوت باصره بدهد و روشنايى بيفزايد و زيت بيك سال كهن شود و هرچند بگذرد فاضلتر بود و اگر بر گزندگى عقرب گرم كرده بمالند در حال درد ساكن گرداند و بدل زيت كهن گويند روغن خروع است و گويند روغن فجل و در ادويه قتاله زبد البحر زيتار ثفل زيت است و بيونانى امورعى خوانند و به عربى عكر الزيت و بپارسى دردى زيت چون بپزند طبيعت آن گرم و خشك بود در دوم و در عكر الزيت گفته شود زيت ركابى زيت انفاق بود و اهل عراق آن را زيت الركابى خوانند بدان سبب كه بر شتر از شام بياورند و اهل مصر زيت فلسطين خوانند و گفته شد در زيت زيت الحبس ززيتون الكلب زيتون برى بود و گفته شد زيتون الارض مازريون بود و گفته شد زير كتان است و گفته شود زيت الهرجان و زيت السودان گفته شد زيبق بپارسى سيماب بود وى را نام بسيار بود و به لغت اكسيريان الفيان ، الغبيط ، الزمزم ، الحى ، الما ، السحاب ، النور ،